•عوامل موثر بر يادگيري
•آمادگی
•تجارب گذشته
•روش تدریس معلم
•فعالیت یادگیرنده
•محرک
•ميل و رغبت
•انتقال
•تمرین و تکرار
•آمادگي
•الف) از نظر جسمی ، عاطفی،ذهني ، به رشد کافی رسیده باشد.
•ب) محیطی که توام با ترس و وحشت ، دلهره ، اضطراب و پریشانی باشد یادگیری را مختل می کند.
•آمادگي
براي مثال : جهت شروع خواندن آمادگي هاي زير نياز است:
حساسیت حواس.
توسعه ادراک شکل.
رشد عقلانی برای تمیز و تشخیص زبان از سایر اشکال .
استعداد ارتباط دادن معانی خصوصی با علامتهای اختیاری .
تمایل به فراگیری خواندن و توجه به آن به عنوان یک عمل با ارزش.
دارا بودن ثبات عاطفی برای دقت در تمرکز.
رشد کافی اجتماعی که ارتباط با دیگران را معنی و مفهوم بخشد.
رشد کافی به اندازه ای که فرد را به درک روابط ساده قادر سازد .
•تجارب گذشته
الف) هر آموخته جدید ریشه در آموخته های قبلی دارد. بنابراین هر درس جدیدی که آموخته می شود، بر پایه و اساس درسهای قبلی نهاده شده باشد.
ب) تجارب گذشته همانطور که ممکن است باعث یادگیری مطالب جدید شود، همچنین ممکن است برای یادگیری جدید نوعی مانع باشد. این زمانی است که تجارب گذشته اشتباه فهمیده شود.
•روش تدریس معلم
•معلم برای یادگیری دانش آموزان کدام روش تدریس را برگزیند بسیار مهم است. بنابر این روش تدریس معلم در یادگیری دانش آموزان بسیار موثر است. امروزه روش های تدریس نوین جایگزین روش های تدریس سنتی میشود.
•روش های تدریس سنتی بیشتر تلاش و کوشش معلم را می طلبد. اما روش های تدریس نوین بر پایه ی دانش آموز محوری است. و معلم بیشتر به عنوان هدایت کننده مطرح می باشد. و دانش آموزان برای یادگیری فعال هستند.
•فعالیت یادگیرنده
•فعالیت یادگیرنده از دو جهت قابل بحث است . بعضی از روانشناسان فعالیت را یکی از احتیاجات اساسی افراد می دانند و تمایل افراد را به حرکات بدنی ،اقدام برای حل مسئله و کنجکاوی و بررسی محیط ناشی از همین احتیاج فرض می کند
•یادگیری خود عملی است و اجرای آن بدون فعالیت صورت نمی گیرد . کسی که میخواهد چیزی را یاد بگیرد جریان یادگیری او را به عمل و فعالیت جلب می کند .
•محرک
یادگیری مانند سایر اشکال رفتار معلول محرک یا محركهایی است . همانطور که رفتار افراد را احتیاجات اساسی آنها ميدانیم در یادگیری نیز نیازمندیهای اساسی را به عنوان محرک فرض می کنیم .
احتیاج به بستگی و تعلق به گروه احتیاج به ابراز خود و احتیاج به امنیت محرک اساسی در یادگیری هستند .
نیاز فرد به چیزی او را به خواستن و طلب کردن آن چیز وا میدارد .
•میل ورغبت
میل و رغبت نیز جزء محرکهای اساسی در یادگیری است گاهی ممکن است میل و احتیاج فرد متوجه یک چیز باشد و در بعضی موارد میل و احتیاج از هم جدا هستند .در هر صورت میل نیز نقش عمده ای در جریان یادگیری اجرا می نماید. رغبت نیز کوشش و تلاش فرد را به هدف معین متوجه میسازد
•انتقال
استفاده از مطالب علمی و به کار بردن آنها در برخورد با مسائل انتقال گویند .
وظیفه عمده موسسات تربیتی آماده کردن افراد برای برخورد به مشکلات است . افراد انسانی در هر مرحله از رشد با مشکلات خاصی روبه رو هستند . در مدرسه فرد نه تنها طرز برخورد به مشکلات و نحوه پیدا کردن راه حل را ميآموزد بلکه مطالبی را که به وسیله ی آنها مشکلات زندگی را باید حل کند فرا می گیرد
•تمرین و تکرار
تمرین و تکرار تاثیر انکار ناپذیری بر یادگیری ما دارد. هرچه تمرین و تکرار بیشتر شود، یادگیری هم بیشتر می شود. اما کمیت و مقدار این چگونه باید باشد بسیار مهم است. بسیاری از آموخته های ما در مدت زمانی کوتاه فراموش می شوند، بنابراین با تمرین و تکرار و سپردن آموخته ها به حافظه بلند مدت زمان فراموشی ما هم دیر صورت می گیرد.
•مكتب هاي يادگيري
•رفتار گرايي
•شناخت گرايي
•رفتارگرايي شناختي
•نظریه های یادگیری
•تئوری ارتباطات عصبی (ثورندايك)
•تئوري انعكاس مشروط (پاوولف)
•تئوري گشتالت (گشتالت)
•تئوري يادگيري معنادار (آزوبل)
•تئوري شناختي (پياژه)
•تئوري يادگيري اجتماعي (بندورا)
•تئوري فراشناخت
•تئوری ارتباطات عصبی (ثورندايك)
•تئوری انعکاس مشروط (پاوولف)
•به موجب این تئوری اساس یادگیری بر انعکاس مشروط قرار دارد
•در اين نظريه مشابهت ، تضاد و مجاورت را اساس یادگیری قرار می دهند.
•محرك هاي شرطي در اثر مجاورت با محرك هاي غير شرطي همان عكس العمل محرك غير شرطي را در بر دارد.
•تئوري گشتالت (گشتالت)
•در اين نظريه بيان مي دارد كه ما ابتدا امور را به صورت كل دريافت مي كنيم و بعد اجزاي آن را دريافت مينمائيم .
•به عقیده ی آنها تحلیل رفتار یا ادراک و یادگیری به عناصر ساده باعث مبهم شدن معنی آنها و از بین رفتن ارتباط و پیوستگی اشیاء رفتار و یادگیری است
•قوانين مربوط به نظريه گشتالت
1)قانون مربوط به طرح یا کل : ذهن ما وقتی امری را فرا میگیرد که آن را در یک طرح یا زمینه ای قرار دهد و به صورت کل سازمان یافته ای در آورد .
2)قانون مشابهت : امور مشابه زودتر در یک طرح و زمینه قرار می گیرد .
3) قانون مجاورت : امور مجاور معمولا در یک طرح و سازمان قرار می گیرند .
4) قانون جهت مشترک : اموری که در یک جهت حرکت کنند و حرکت و تغییر آنها در جهت معین و نسبتا دائمی باشد . معمولا به صورت یک طرح یا سازمان ظاهر می شوند .
5) قانون خاتمه : معمولا در جریان یادگیری فرد میل دارد فعالیت های خود را با موفقیت به پایان رساند . خاتمه نیافتن یادگیری سبب ناراحتی فرد می شود و همین امر او را تحریک می کند تا کار خود را با موفقیت تمام کند . روی همین اصل گفته می شود ذهن آدمی متمایل به تمام کردن و کامل کردن فعالیت های خود در جریان یادگیری است
•تئوري يادگيري معنادار (آزوبل)
از نظر آزوبل معنـا مستــلزم وجود رابطه ميان مواد جديد و مواد قبـلي ( ساخت شناختي) است.
•تئوري يادگيري معنادار (آزوبل)
•ساخت شناختي هر فرد بصورت يك هرم فرضي درست شده است كه در آن كلي ترين مسائل و مفاهيم در رأس هرم قرار دارند ، و مفاهيم و مطالبي كه از كليت و جامعيت كمتري برخوردارند در ميانه هرم ، و بيشترين مقدار اطلاعات جزيي و دانش واقعيتهاي مشخص در قاعده اين هرم واقع هستند . در اين هرم يا سلسله مراتب ساخت شناختي ، هر مطلب از مطالبي كه پايين تر از آن قرار دارند كلي تر ، انتزاعي تر و خلاصه تر است .وقتي كه اطلاعات و يادگيريهاي فرد در يك زمينه تحصيلي به ميزان قابل ملاحظه اي گستـرش يابد منجر به ايجاد يك چنين هرم ساخت شناختي مي شود .
•تئوري يادگيري معنادار (آزوبل)
مهمترين فن آموزشي مبتني بر نظريه آزوبل استفاده از پيش سازماندهنده هاست ـ مفاهيم بسيار كلي كه پيش از درس ارائه مي شوند و هدف از آنها به خاطر آوردن دانستنيهاي مرتبط و روشن كردن روابط ميان مطالب جديد و قبلي است .
•تئوري شناختي (پياژه)
برای پیازه تکامل ذهنی مستلزم دو فرایند است : رشد یا تحول و یادگیری .
رشد فرایندی است اساسی و خود جوش ، اما فرایند یادگیری را می توان ایجاد کرد و محدود به موقعیت های معین است .
•تئوري شناختي (پياژه)
•یادگیری برای پیازه عبارت است از کسب پاسخ های تازه به موقعیت بخصوص
•یادگیری های کودک در زمان معین و بر طبق یک قوای منظم انجام می گیرد و کوشش در جهت تسریع مراحل رشد ذهنی کودکان مفید نیست
•به رغم تاکید پیاژه بر یادگیری اکتشافی و آموزش فردی کنش متقابل کودک با سایر کودکان نیز مورد توجه او بوده است این کنش متقابل میان کودکان به رفع خود مداری در آنها کمک می کند کودک از راه کنش متقابل با همسالان خود به پذیرش نقطه نظر های دیگران موفق می شود
•آموزش باید به نیازهای فردی دانش آموزان و سطح درک و فهم آنان منطبق باشد یعنی نوع تکالیف یادگیری مقدار ان و سرعت یادگیری باید به توانایی های کودکان مختلف مبتنی باشد پس برنامه های درسی را باید بر اساس مراحل رشد ذهنی کودک پی ریزی کرد و در تنظیم آنها کلیه ی خصوصیات مراحل مختلف رشد ذهنی را منظور نمود .
•تئوري يادگيري اجتماعي (بندورا)
•کارکردهای روان شناختی بر حسب یک تعامل دوجانبه بین شخص و عوامل تعیین کننده محیطی تبیین می شوند
•در نظریه ی یادگیری اجتماعی ، عمده ترین نوع یادگیری، یادگیری از راه مشاهده است
•هنگامیکه مشاهده کننده رفتار کسی را مشاهده می کند ، اعمال و رفتار او را به شکل تصویر های ذهنی ، کلامی یا نمادی بر رمز در می آورد که بعد آن تصویرهای ذهنی را هنگام اجرای آن عمل باز می یابد .
•مراحل يادگيري از نظر بندورا
•مرحله توجهی.
•مرحله به یادسپاری یاد داری.
•مرحله تولیدی یا باز آفرینی .
•مرحله انگیزشی .
•تئوري فراشناخت
تعريف يادگيري در رويكرد خبر پردازي :
يادگيري ، توانايي انجام ماهرانه يك تكليف است كه شامل : يادآوري هدفمند و عملكرد ماهرانه مي باشد.
•شيوه هاي يادگيري در فراشناخت
•افزايش يادگيري : رمزگرداني اطلاعات جديد بر حسب طرحوارههاي قديم كه بيشتر شامل جذب است.
•شكل گيري ساختار: يادگيري طرحوارههاي تازه مثل : رانندگي در دفعه ي اول كه دشوارترين نوع يادگيري است.
•دقيق شدن : انطباق كامل دانش به يك تكليف ، در اين روش تمرين زياد لازم است. تندترين شيوه ي يادگيري است در واقع دقيق شدن يعني پالايش يك طرحواره ي جديد.
•يادگيري از راه قياس : مقايسه ي طرحواره ي جديد با قديم. در اين روش بايد ابتدا طرحواره ي مناسب يافت شود و در موقعيت جديد به كار رود يعني بر اساس مدلهاي قبلي، تجارب تازه ارزيابي و تفسير شوند.
•نظام ياد در نظريه خبر پردازي ( فراشناخت)
در نظريه هاي خبر پردازي فرايندهاي يادگيري ، بياد سپاري و يادآوري در ارتباط با يكديگر مورد مطالعه و بررسي قرار مي گيرند.
•حافظه حسي
•حافظه كوتاه مدت
•حافظه بلند مدت
•حافظه ي حسي
حافظه ي حسي: نخستين مرحله خبر پردازي است كه به آن مخزن حسي يا ثبت حسي نيز مي گويند. در واقع نظام كلي گيردندههاي حسي ما را حافظه حسي مي گويند. اين گيرندهها تأثيرات محركها را براي 1 تا 3 ثانيه در خود نگاه ميدارند و در اين فاصله اطلاعات انتخاب شده به حافظه كوتاه مدت بر اثر توجه فرستاده مي شود و بقيه حذف يا فراموش مي شود . پس نخستين عامل مهم در يادگيري توجه و دقت است.
•حافظه كوتاه مدت
•حافظه كوتاه مدت: اطلاعات در حافظه كوتاه مدت به صورت ( صوتي ، ديداري ، معنايي ) رمز گرداني مي شوند و حدود 30 ثانيه در حافظه كوتاه مدت باقي ميماند كه اگر ( تمرين يا مرور، بسط معنا و سازمان دهي) شوند به حافظه دراز مدت مي روند.
•اطلاعات حافظه كوتاه مدت از دو منبع تغذيه مي شوند: 1- حافظه حسي 2- حافظه دراز مدت.
•حافظه كوتاه مدت را حافظه هشيار نيز مي گويند . زيرا از تمام محتواي آن آگاه هستيم . همچنين به آن حافظه فعال نيز مي گويند. زيرا بطور فعال در ارتباط با اطلاعاتي است كه مي خواهند به حافظه دراز مدت برود . حافظه كوتاه مدت براي رفع نيازهاي آني بكار مي رود و گنجايش آن محدود است:
2+_ 7 قطعه يعني حفظ كردن دو شماره تلفن 7 رقمي از عهده حافظه ما بر نميآيد.
•حافظه دراز مدت
•حافظه دراز مدت: حافظه ي تمام عمر مي باشد . اگر اطلاعات ر مز گرداني و تكرار و معنا دهي شوند به حافظه دراز مدت براي هميشه راه مي يابند.
•انواع حافظه ي دراز مدت
•حافظه رويدادي: خاطرات ، فيلم ذهني
•حافظه معنايي: معنا به صورت گزاره (علي كتاب را خريد) يا طرح واره ( خريدن از فروشگاه) ذخيره ميشود.
•حافظه روندي : چگونگي روند انجام يك كار مثل : تعمير كردن ، بازي كردن
گنجايش حافظه دراز مدت نامحدود است و طول مدت نگهداري اطلاعات از چند دقيقه تا تمامي عمر به طول مي انجامد. بزرگترين محدوديت حافظه دراز مدت ، غير فعال بودن آن است كه بازيابي را مشكل مي سازد.
•فرايند هاي حافظه يا شناخت
•مرور: دو كار مي كند: حفظ اطلاعات در حافظه كوتاه مدت و انتقال آنها به حافظه دراز مدت . بهترين روش مرور دسته بندي ويژگيهاي مشترك و همگون سازي پس تكرار و مرور است.
•معنا دهي : استفاده از اطلاعات موجود در طرحواره هاي قبلي براي فهميدن مطالب جديد. اينكار با افزودن جزئيات و شاخ و برگ بيشتر بهتر صورت مي پذيرد.
•سازماندهي : بهترين شيوه يادگيري مطالب پيچيده است كه بر اساس شباهتها و تفاوتها استوار مي باشد
•يادآوري و فراموشي
فراموشي يعني ناتواني در بياد آوردن اطلاعات از حافظه دراز مدت. شايد اطلاعاتي كه فكر مي كنيم فراموش كرده ايم اصلاً به حافظه دراز مدت وارد نكرده ايم پس يادگيري يعني اندوزش اطلاعات در حافظه دراز مدت و فراموشي واقعي يعني از بين رفتن اطلاعات در حافظه دراز مدت.
•علت فراموشي
•علت فراموشي در حافظه حسي: بي توجهي
•علت فراموشي در حافظه كوتاه مدت: گنجايش محدود ( جانشيني اطلاعات جديد بجاي قديم ) ، محواثر ( حذف خود بخودي)
•علت فراموشي در حافظه دراز مدت:
qسركوب يا واپس زدن: ناتواني به ياد آوردن رويدادهاي ناخوشايند (فراموشي هيجاني)
qتداخل : بازداري پس گستر و بازداري پيش گستر
qمشكلات بازيابي: نداشتن سرنخ ها و نشانه ها
•راهنمايي هايي به معلمان در استفاده از نظريه ي فراشناخت
•توجه دانش آموزان را به مطالب درسي جلب كنيد.
•به دانش آموزان كمك كنيد تا نكات مهم را از نكات غير مهم جدا كنند و بر مطالب با اهميت تأكيد بورزند
•به دانش آموزان كمك كنيد تا اطلاعات جديد را با آنچه از قبل مي دانند ارتباط دهند
•فرصت تكرار و مرور اطلاعات را به دانش آموزان بدهيد
•موضوعات درسي را به طور سازمان يافته و روشن ارائه دهيد
•بر معني مطالب تأكيد كنيد نه بر حفظ طوطي وار آنها
•توجه دانش آموزان را به مطالب درسي جلب كنيد
•پيش از آغاز درس توجه دانش آموزان را به خود جلب كنيد. با يك سؤال درس خود را شروع كنيد تا كنجكاوي دانش آموزان را برانگيزيد.
•تحرك داشته باشيد، از حركات سر ودست خود استفاده كنيد، از يكنواخت صحبت كردن بپرهيزيد.
•با نزديك شدن به دانش آموزي كه در ضمن تدريس شما حواسش پرت شد، توجه او را به خود جلب كنيد. نام او را صدا بزنيد، و در صورت امكان سؤال ساده اي كه بتواند جوابش را بدهد از او بپرسيد.
•هدف درس را به دانش آموزان بگوييد . فايده و اهميت درس را براي آنها توضيح دهيد.
•از دانش آموزان بپرسيد تا بگويند چرا يادگيري مطالب درس براي آنها مفيد است.
•توجه دانش آموزان را به مطالب درسي جلب كنيد
•از طريق پرسيدن سؤالهايي نظير " اگر... چه اتفاقي مي افتد؟ " كنجكاوي دانش آموزان را تحريك كنيد.
•از امور غير مترقبه استفاده كنيد( مثلاً معلم پيش از تدريس درسي درباره ي فشار هوا مي تواند با زياد باد كردن يك بادكنك باعث تركيدن آن بشود).
•شرايط فيزيكي را با تغيير دادن وضع صندليها يا از راههاي ديگر تغيير دهيد.
•كانالهاي گيرنده ي حسي را از طريق تدريس دروسي كه نياز به لمس كردن ، بوييدن ، يا چشيدن دارند تغيير دهيد.
•تحرك ، حركات بدني ، و صداي خود را تغيير دهيد.
•از رفتارهايي كه موجب حواس پرتي مي شوند ، مانند زدن مداد بر روي ميز يا دست زدن به موهايتان خودداري كنيد.
•جدا سازي نكات مهم از نكات غير مهم
•مثال :
•هدفهاي آموزشي را در اختيار دانش آموزان قرار دهيد تا از قبل بر آنها معلوم گردد كه چه چيزي را بايد بياموزند مطالبي را كه توضيح مي دهيد با هدفهاي آموزشي مرتبط باشد. « حال مي خواهم به طور دقيق براي شما اطلاعاتي را توضيح دهم كه براي رسيدن به هدف شماره ي يك كه در روي تابلو نوشته شده به آن نياز داريد. »
•وقتي كه به مطلب مهمي مي رسيد، مكث كنيد، از دانش آموزان بخواهيد تا آن را تكرار كنند. آن مطلب را با گچ رنگي بر روي تابلو بنويسيد، يا از دانش آموزان بخواهيد تا آن مطلب را در جزوه يا كتاب خود علامت گذاري كنند.
•ارتباط دادن اطلاعات جديد با
اطلاعات قديم
•مثال :
•پيش نياز ها يا رفتار هاي ورودي را مرور كنيد تا يادگيرندگان اطلاعات مورد نياز براي يادگيري موضوع تازه را به ياد آورند.
•طرح يا نموداري را مورد استفاده قرار دهيد تا از طريق آن رابطه ي ميان آنچه را قبلاً گفته ايد و آنچه را كه بعداً خواهيد گفت نشان دهيد.
•تكاليفي به دانش آموزان بدهيد كه در آن اطلاعات آموخته شده عملاً مورد استفاده قرار گيرند.
•تكرار و مرور
•مثال :
•درس خود را با مرور مختصري از تكاليفي كه دانش آموزان بايد انجام مي دادند آغاز كنيد.
•از آزمونهاي مختصر به طور مرتب استفاده كنيد.
•تمرين وتكرار مطالب را به صورت بازي درآوريد، يا از دانشآموزان بخواهيد تا با هم كار كنند و همديگر را بيازمايند.
•ارائه مطالب به شكل سازمان يافته
•مثال:
•منظور خود را از آموزش درس به طور كاملاً روشن براي يادگيرندگان توضيح دهيد.
•رئوس مطالب درس را در آغاز درس در اختيار دانش آموزان قرار دهيد، و در صورت امكان آن را بر روي تابلو يا اورهد بنويسيد تا خود به ترتيب آنها را دنبال كنند. وقتي كه دانش آموزان سؤالي ميكنند يا توضيحي مي دهند آن را به رئوس مطالب ارتباط دهيد.
•در پايان هر بخش و در پايان درس خلاصه اي از آنچه را كه گفتهايد براي يادگيرندگان بازگو كنيد.
•تاكيد بر معناي مطالب
•مثال :
•در آموزش يك كلمه ي تازه به دانش آموزان كمك كنيد تا اين كلمه را به كلمه اي كه قبلاً ياد گرفته اند ربط دهند. كلمه ي " مدور" با كلمه ي " دور" هم ريشه است و معني آن " گرد" است.
•در آموزش مفاهيم باقيمانده، از دانش آموزان بخواهيد اشياء را در مجموعه هاي 2، 3، 4، 5، 6، و 7 تايي دسته بندي كنند و در هر مورد از آنها بپرسيد چه چيزي باقي مي ماند.